تبليغاتX
همدمی از جنس تنهایی

همدمی از جنس تنهایی

تنهاییهایه تمام نشدنی

 

 

     خیلی ساده : خداحافظ

    راستش رو بخوایین قرار شده این آخرین پست باشه

    ازتون ممنونم که تا الان تنهاترین تنها رو یاری کردین  

    امیدوارم همیشه موفق باشین .

    واسم خیلی ۲آ کنید

   چون واقعا محتاج ۲آی تک تکتون هستم .

                                              ارادتمند همه شما پیمان

 

+ نوشته شده در  ساعت 1  توسط تنها ترین تنها  | 

سلام اي سال نو ،     

  اي وامدارلحظه هاي  روشن فردا، 

   خداحافظ تورااي  كهنه سال           

    اي خاطرات شادونازيبا

    سلام اي سبزي و آب زلال و سايه هاي

    بيد هلا اي آفتاب پاك پر اميد،          

   خداحافظ تورا يلدا وشب هاي زمستاني 

   سلام برتواي سالي كه ميآيي           

   طراوت پيشه پاك اهورايي              

   بهارسبزرويايي                

   چه سرمستم كه مي آيي

   ورودم برتواي فصل شكفتن

    آشناي با طراوت ،مهربان ميلاد باريدن

    خداوندابگردان چون بهاران    

    حال من راسوي آن حالي كه ميداني

    به جان سروزيباسبزخواهم شد سال

    قاصدك هامن رهاازغصه خواهم شد

    شماراحوض آبي ابربغض آلوده   

    اي زيبا كلام ناودان قصه گو

   خدايا كاسه تقديرآوردم ونجواگونه

    قاشق ميزنم تا صبح

   عطا كن تو قسمت مرا بهروزي

   به قدر ظرف من نه ! به قدر مهرتو چون تو معبودي

   كريما روزي ايم را عاشقي فرما       

    خدايا قطره اشكي  عطايم كن 

    ببارم گاه گاهي روبه درگاهي

    خدايا سال ها و لحظه هاي رفته ام رفتند

    مرااينك توسال ولحظه هاي باسعادت ،هديه ام فرما

    به من آرامشي،مهري عنايت كن 

    يقيني مرحمت فرما      

   بفهمم تا خدا،يك،يا خدا ،باقي ست

   وروحي كه تابه پروازآورداين جسم خاكي را

   خداياباورافسردگان را ،چون بهاران ،زندگاني ده

   وروح خستگان راهم،خروشي جاودانه ده

   كويرقلب تنهايان ،به مهري آبياري كن

   به كوير بي كسان ،يك مهرباني آشنايي راه تو راهي كن

   هرآن كس راكه باهجرعزيزي امتحان كردي   

   به ياد خاطراتش عاشقانه ،زندگي كردن تلافي كن

   بكوبان باسرانگشتان مهري ،كوبه درهاي غربت را

   بسوزان ريشه هاي سرد نفرت را

   حبيبا ،سال نو را سال نوروعاشقي فرما

   بزرگازندگي كردن نشانم ده

   وراه ورسم دل دادن ،ستادن ،پيش پايم ده

   به كامم لذت با هم نشستن ،

   مهر ورزيدن عنايت كن

   فهيم ارزش هر لحظه ام گردان

   بدانم خنده در آئينه ،بس زيباست

   بفهمم بغض در آدينه ،دست ماست

   بخوانم با قناري ها خدا اينجاست

   بجويم من خدايم ،چون كه حق زيباست

   عزيزاهفت سين عيدمان را

   سايه سار سيماي سحرخيزان ،

   سرو انديش ساعي  مرحمت فرما

   خدايا،باور تغييررااين كيميا درس بهاران

   رادراعماق قلوب يخ زده گرم وشكوفاكن!

   توخارهركدورت رابه گلبرگ گذشتي ،

   بي اثر گردان

   چكاوك راتوياري كن

   به آوازي دل همسايه مان راشاد گردان

   شقايق راكه دشت سخت وعريان  شعله پوشانده

   به خوشبختي ،نشان كوچه بن بست ماراده

   نشان مردم اين شهررا ياد بهار آور

   خدايا درطلوع سال نو    آغاز راه سبز فرداها

   تو قلب هر مسافررا  

   به نور معرفت آگه به رازو رمز زيباي سفر فرما

  بفهمان زندگي بي عشق ،نازيباست

   كه قدر لحظه در لحظه ناپيداست!!!

                                               بهار 1388 بر شما مبارک

                     سال خوبی رابرای شما در کنار خانواده محترمتان آرزومندیم

+ نوشته شده در  ساعت 9  توسط تنها ترین تنها  | 

                   

 

 

 

                    

           تو عشق من بودیو  من عروسک

           ای  بی وفا  عشق جدید  مبارک

 

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط تنها ترین تنها  | 

رسمه که موقع سفر یادگاری به هم می دن

قشنگ ترین هدیه تو  تو قلب من یه مش غمه

 

+ نوشته شده در  ساعت 14  توسط تنها ترین تنها  | 

دل تو یه آسمونه  دل من اما زمینی

می دونم عوض نمی شی

تو خودت گفتی همینی

+ نوشته شده در  ساعت 14  توسط تنها ترین تنها  | 

 

دلم می خواد یه چیزی رو بدونی

دیگه نه عاشقی نه مهربونی

منم دیگه تصمیمو گرفتم

اصلا نمی خوام که پیشم بمونی

یه شب که داشتم فکرامومی کردم

دیدم با تو تلف شده جوونیم

چه شعرایی من واسه تو نوشتم

تو همه چیز بودی جز آسمونی

نگو خجالت می کشی میدونم

تو خیلی وقته دیگه مال اونی

خوش باشی هر جا که میری

الهی واست تلافی نکنه زمونه

 

       

 

+ نوشته شده در  ساعت 14  توسط تنها ترین تنها  | 

 

  

ر و ز گ ا ر . . .

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط تنها ترین تنها  | 

 

تو خودت عوض شدی پس این بهانه ها چیه

 می گی پیدام نشده پس این نشونی ها چیه

  اگه من زیادیم بورومنو عذاب نده

 اگه خواستی حتی اون سلامم جواب نده

 چون تو رو دوست دارم می خوام که خوش باشی عزیز

 بورو دنیای قشنگتو به پای من نریز

 تو خودت عوض شدی نگو زمونه این جوره

 دیگه کی حرمت عشقو عاشقی رو می دونه؟

 تویی بی وفا شدی نگو که دنیا بد شده

 دیگه قلبم همه دورنگیتو بلد شده

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط تنها ترین تنها  | 

منو یه عمر به دنبالت کشوندی

اما آخرش به خاکستر نشوندی

دفتر دلم رو بردی اما افسوس

خطی هم  از این دفتر نخوندی

نمی خواستم تو آغوشت بگیرم

که می خواستم تو آغوشت بمیرم

گذشت از من ولی آخر نگفتی

که بعد از من به امید کی موندی

 

                                 

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط تنها ترین تنها  | 

آخه چجور دلت اومد تنهام بزاریو بری

آخه مگه حرفی زدم زخمه زبونی من زدم

آره همش بهونه بود ، مسئله یار دیگه بود

دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود

بورو با یارت عزیزم رها کن این تن منو

الهی صدساله بشه حس قشنگت عزیزم

اما یه قول بهم بده یارتو تنها نزاری

که مثل من اسیر بشه ، آواره از خونه بشه

منم یه قول بهت می دم ، یه روز فراموشت کنم

قلبمو سنگیش بکنم ، عشقتو خاکستر کنم

اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی

بگو که مثل من بشه زجر جدایی بکشه

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط تنها ترین تنها  | 

 

 

قابل توجه اونایی که نظر خصوصی میزارن!

من عاشق نیستم!

من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید!

+ نوشته شده در  ساعت 0  توسط تنها ترین تنها  | 

سلام .

راستش امروز یه مطلب کوچولو و جمع جور دیدم . کوتاه بود

ولی یه ۲نیا حرف رو بهم گفت . ساعت ها روش فکر کردم شاید

اشتباه من تو دیروز بود یا امروز یا شایدم اشتباه من تو فرداس یا

اینکه تمام زندگیمو اشتباه کردم  ولی همین جمله کوتاه یه جورایی

منو به خودم اورد . این جمله رو تو ذهنم موندگار کردم

کسی که به زور سعی می کنه دوس داشتنی باشه بیش ازپیش نفرت برانگیز می شه . 

+ نوشته شده در  ساعت 10  توسط تنها ترین تنها  | 

از همون روزی که چشم دوختی به من

من شدم طعمه اون چشم سیات

هوس از چشمایه تو می باریدو

من احمق عشقو دیدم توچشات

می خوام از دوریه تو جون بکنم

ولی به چشمای تو رو نزنم

تو خودت خواستی واسه همیشه من

توو چشماتو فراموش بکنم

دیگه چشماتو فراموش می کنم

دیگه بسه می خوام تمومش بکنم

دیگه دستاتو می سپرم به خدا

آخه از دل من داری می شی جدا

بورو نازنینم تا ابد ، دیگه جا نداری تو دلم

دیگه اسم تو رو نمی خوام ، به زبون بیارم

هر چی پای چشات کشیدم از همه بخدا بریدم

من گناهم اینه !؟

نمی خوام عشق پاک رو دیدم

فکر می کردم تا ابد موندگاری واسه من

اما امروز می بینم دیگه مردی تو دلم

مهدی مرادپور

+ نوشته شده در  ساعت 21  توسط تنها ترین تنها  | 

حقیقت تلخ

 

هميشه حق با برندس . ميشه در حين بازنده بودن

 سر بلند بود و از کوچه پس کوچه هاي ۲نيا گدايي کرد ،

قرار بود حقيقتو بگم . خيلي سخته ، درد بي علاجيه ،

 دونستنش آدمو کم کم مي کشه . اون حقيقت اينه :

 اون يکي رو جز من داشت . سکوت مي کنم تا به خاک

 سپردن آخرين خاکستراي آرزوي بر باد رفتم آبرومندانه باشه .

گريه مي کنم . با شکوه مثل اقيانوس ، بلند مثل اورست .

 اون نمي شنوه و نمي دونه که ماه خوشبختي همه

 بي ستارهاست ، اما من بي اون حتي ماه رو هم نمي خواستم .

اما فقط يه سوال کوچيک مي مونه براي پرسيدن از کسي که

 بي جواب ترين سوال فکر منه ، چي کارد اين دل من که از چشم تو افتاد؟

+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط تنها ترین تنها  | 

اعتراف دروغین

 

 

امروز چه ناعادلانه شکستم

بی دلیل . . .

چه قدر صدایش خسته بود از پشت فاصله های تکراری

و چقدر دوستش داشتم

کاش مرا مقایسه نمی کرد با دیگر کسانی که

دوستش داشتند

و کاش فرق نگرانی را با بی اعتمادی می فهمید

خواسته اش تنهایی بود و دلیلش بی دلیلی

و چه مجازات سنگینی برایم رقم زده بود

خود خستگی را بهانه کرد

ولی ای کاش پشت همه

 شادیهایم خستگی ام را میدید

کاش می فهمید در محکمه دوستی

شاهدان چه ریاکارانه

بی انصافیم را شهادت دادند

و او چه راحت شهادتشان را پذیرفت

اشکهایم آزادانه گونه هاییم را می بوسند

بی آنکه لحظه ای به یاد تنهایی من باشند

تنها دلگرمیشان رضایت اوست

و من

مثل همیشه لرزش دستانم را

زیر اعتمادم به خدا پنهان می کنم

شاید خودش روزی عادلانه میانمان قضاوت کند

و شاید روزی دوباره پاکی

 عشقم را به همگان ثابت کند

مهربانترین ساکن سرزمین نا مهربانی ،

می خواهم اعتراف کنم :

بدان حتی قضاوت اشتباهت ذره ای از

محبتم را نسبت به تو کم نمی کند

تا ۲نیا ، ۲نیاس و قیامت پابرجاست

صفورا کشکی

+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط تنها ترین تنها  | 

من تو رو هدیه از خدا می دیدم

اما هیشکی مثه تورو بی وفا ندیدم.

+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط تنها ترین تنها  | 

 خیلی وقته که می دونم یکسی تولحظه هاته

واسه به تو رسیدن مثه سایه پا به پا ته

+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط تنها ترین تنها  | 

یادته ؟

 

روزای قهرو آشتی یادته ؟

 هیشکیو جز من نداشتی یادته ؟

رویای آسمونی یادته ؟

 قول دادی پیشم بمونی یادته ؟

صبح ابراز علاقه یادته ؟

 خبرای اون کلاغه یادته ؟

واسه خنده اجازه یادته ؟

 اونا که می گفتی رازه یادته ؟

چشممون زدن حسودا یادته ؟

چشمه من شد مثه رودا یادته ؟

گفتی باید جدا شیم یادته ؟

 گفتی باید بی وفا شیم یادته ؟

یه دفه ازم بریدی یادته ؟

 خط رو اسمم کشیدی یادته ؟

گفتی عشق تو هوس بود یادته ؟

 گفتی خوب بود ولی بس بود یادته ؟

کلی سرزنش شنیدم یادته ؟

چشمامون که به هم افتاد یادته ؟

کاری که دست دلا داد یادته ؟

یادته ؟ آره می دونم که یادت نمونده .

هیچی یادت نمونده هیچی . . .

+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط تنها ترین تنها  | 

عشق تلخ 1

 

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودایِ جامی بی زوال

 پرسه ای آغاز کردیم در خیال ،دل به یاد آورد ایام وصال .

 از جدایی یک دو سالی می گذشت ، یک دو سال از عمر

 رفتو برنگشت . دل به یاد آورد اول بار را ، خاطرات

 اولین دیدار را ، آن . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 23  توسط تنها ترین تنها  | 

 

گویند تلخ ترین لحظه ، لحظه جداییست

اما ای مردمان زیباترین لحظه ام ، لحظه

جداییست تا دگر زیر بار محنت عشقی

دروغین نباشم ...

+ نوشته شده در  ساعت 22  توسط تنها ترین تنها  |